محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2833
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بىشعور قطع شود . » گويد : سران ناحيه ها كه چهار كس بودند ، مانند ابو برده شهادت دادند ، آنگاه زياد كسان را پيش خواند و گفت : « مانند سران چهار ناحيه شهادت دهيد » و نامه را بر آنها فرو خواندند ، نخستين كسى كه برخاست عناق بن شرحبيل تيمى بود كه گفت : « نام م را بنويسيد . » زياد گفت : « از نام قرشيان آغاز كنيد ، سپس نام عناق را جزو شاهدانى كه به نيكخواهى و استقامت مىشناسيم و امير مؤمنان نيز مىشناسد بنويسيد . » گويد : پس اسحاق بن طلحة بن عبيد الله و منذر بن زبير و عمارة بن عقبة بن ابى - معيط و عبد الرحمان بن هناد و عمر بن سعد بن ابى قاص و عامر بن مسعود بن امية بن خلف و محرز بن جارية بن ربيعة بن عبد العزى بن عبد شمس و عبيد الله بن مسلم بن شعبه حضرمى و عناق بن شرحبيل و وائل بن حجر حضرمى و كثير بن شهاب بن حصين حارثى و قطب بن عبد الله بن حصين شهادت دادند . شهادت سرى بن وقاص حارثى را نيز نوشتند ، اما حضور نداشت . سايب بن اقرع ثقفى و شبيب بن ربعى و عبد الله بن ابى عقيل ثقفى و مصقلة بن هبيرهء شيبانى و قعقاع بن شور ذهلى نيز شهادت داد . شداد بن منذر ذهلى نيز كه او را ابن بزيعه مىگفتند شهادت داد . زياد گفت : « اين پدر ندارد كه به دو انتساب گيرد ، نامش را از شهود بيندازيد . » گفتند : « او برادر حصين است و پسر منذر . » گفت : « پس به پدرش انتسابش دهيد . » گويد : شداد اين را بشنيد و گفت : « واى من از روسپى زاده ، مگر مادرش از پدرش شناخته تر نيست ، به خدا به مادرش سميه انتساب دارد . » گويد : حجار بن ابجر عجلى نيز شهادت داد . گويد : مردم ربيعه بر كسانى از طايفهء ربيعه كه شهادت داده بودند خشم